محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى
90
مجربات اكبرى ( فارسى )
ديگر ؛ شاخ گوزن سوخته سپيد شده را مقدار يك ماشه ، كوفته ، بيخته ، با شهد حب ساخته بخورد و روز دوم دو ماشه ، هميسان هر روز يك ماشه ، بيفزايند تا يك توله ، رسد و اگر در اين اثنا از زياده كردن شاخ حرارت شود به همان قدر كه كفايت كند و حرارت بيفزايد پسند كنند . ديگر ؛ بگيرند كدوى خرد تلخ كه سبز باشد مغز آن بيرون آرند كاواك كرده اجواين و سجى و نمك سياه و نمك سنگ هر چهار برابر كوفته در آن كدو اندازند مع مغز بر آورده شده و سر او پوشيده در پاچك دشتى بسوزند تا خاكستر شود جمله را به مغز كدو و ما فيها كه سوخته است ، بدارند و يك چطكى يعنى ؛ آنچه در سر دو انگشت آيد بخورند . ديگر ؛ شير زقوم نيم درم ، در آرد آميزند و قرص ساخته بريان كنند چون خواهند بدهند سه روز پيش فذانرم دهند روز چهارم نصف از اين دواء اگر مرد جوان پر قوت باشد بدهند و چون شش و هفت شكم آيد جغرات و خشكه دهند تا بسيار نيايد و اگر اين غذا نيز برآيد و شكم همىآيد . ديگر ؛ خورانند جغرات و خشكه دواء نيز نصف باقى بدهند و بعده تا سه روز شورباى كبوتر خورانند با خشكه و پنج شش روز ديگر ؛ غذا نرم دهند و در اثناى خوردن دواء و بعد آن تا چند روز از بادى پرهيز ضروراست ، در خانه محفوظ كه بسيار خفته نباشد بنشينند چندين كس از مرض مزمن ضيق به شدهاند بعون الله تعالى . ديگر كه سرفه و ضيق را كه به سبب نزله باشد يا بواسطه رطوبت نفع تمام دارد اگر ماده بسيار بود تا تنقيه كرده نشود از اين چيزها نبايد و او كه قبض نزله باعث آفات ديگر است ، بزر البنج ابيض يعنى ؛ اجواين